Tuesday, September 11, 2007

یه سلام تازه


با سلام خدمت همه عزیزان این آخرین متن که تو بلاگ اسپوت مینویسم از این به بعد مطالبم رو در یه بلاگ جدید مینویسم که آدرسشو اینجا براتون میزارم ممنون از همه شما که تو این مدت منو یاری کردین امید وارم که در بلاگ جدید هم من رو تنها نذارین

www.angeleye.blogfa.com




به امید دیدار (.)

Tuesday, September 04, 2007

در نزدیکیها



در دوردستها كسي را ميشناسم كه قلبي به وسعت دريا دارد
چشمهايش امتدادي از غمگين ترين غروب خورشيد است .زندگي و تبسم لبانش گلچيني از غنچهاي نوشكفته ي بهاري است
.دستهايش به اندازه ي تمام كهكشانها جاي دارد
آري او را ميشناسم

در دور دستها در نزدیکیها

آری اورا خوب میشناسم

وقتی که به چشمانش می نگرم
همۀ غمهای جهان را فراموش می کنم پس

.چشمانت را به من بسپار تا چشمان من در دنیای آنها آزادانه بخرامند

برای ماه چشمانش (.)

Wednesday, August 01, 2007

حرکت از نو


با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز که همیشه نسبت به من لطف داشتن و با ایمیل هاشون منو شرمنده کردن یه چند وقتی بود که نتونستم چیز جدیدی براتون بزارم اونم بخاطر مشکلاتی بود که تو این چند وقته برام پیش اومده بود و نتونستم که چیزی بنویسم اما امروز تو ماشین که بودم این متن تو ذهنم بود و دوست دارم که شما هم اونو بخواننید مثل همیشه تشکر میکنم از همه کسایی که واسه همیشه تو قلبم جا دارن



زمانی که با دستان خود تارو پود عشق از هم می گسستم
به فراموشی سپرده بودم
آری به فراموشی

فراموش کرده بودم در دولت عشق حکم ریا و دروغ مرگ است آری مرگ عشق

ایا بازهم جایی در سرزمین عشق برایم هست ؟
از اودور افتاده ام میدانم


باز هم به دوراهی رسيد م انتخاب با من است اما راه با کيست
احساس می کنم باز هم بايد به ايستم باز هم دچار دوراهی ام
راستی می شود زندگی را بر سر همين دورا هی هم تمام کرد
اما نه من تمامش نمی کنم بگذار راه تمام کننده باشد

بگذار راه تمام کننده باشد


و من ادامه خواهم داد تا هنگامی که راه زندگی ادامه پیدا کند خواهم رفت

و در این راه جز عشق هیچ نمیبینم عشق تنها صدای زندگی تنها امید زندگی عشق یعنی خود زندگی



مرداد 86(.)

Wednesday, April 25, 2007

دوست داشتن یعنی



با سلام به همه شما عزیزان این متن قشنگ رو یکی از دوستان عزیزم برام میل کرده که با خواندنش خیلی احساس خوبی بهم دست داد امیدوارام شماهم با خواندنش به احساس من برسین ممنون از محبوبه عزیزم



چه احساس قشنگی داری وقتی فرسنگها فاصله ست بین تو و اون ولی از نفس بهت نزدیکتره از نفس بهش نزدیکتری چه عمقی

داره معنی کلمه انتظار وقتی هنوز ندیدیش حتی واسه یه لحظه حتی واسه یه بار ولی قشنگه مث انتظار واسه دیدن رنگین کمون وقتی اسمون دلشو خالی می کنه انقد میباره و میباره که باک باک میشه و تو هم تا اخر زیر بارون می مونی و همراه اسمونگریه می کنی تا به قول بویا کسی متوجه چشمای خیست نشه وقتی رنگین کمونو می بینی تازه می فهمی اسمون جوابتو داده این قشنگه. چه احساس خوبی داری وقتی : کسی رو دوست داری دوست داشتنی از یه جنس دیگه نه مث بقیه ادما مث هیچکس.دوست داشتنی که از جنس خود اسمونه عطر خدارو میده باید خیلی اوج بگیری تا به این حس برسی اونوقته که میتونی بگی عاشقی تازه اجازه داری بگی کسی رو دوست داریوقتی رسیدی به این دوست داشتن می فهمی این عشق ابدی و جاودانه ست یه عشق فقط از جنس مهر که هیچوقت به تنفر تبدیل نمیشه چون مقدسه مث ایه های قران. چه حس قشنگیه وقتی می شی محرم دل یکی که بهت اعتماد داره بهش اعتماد داری از دلتنگیاش برات میگه از دلتنگیات براش می گی اروم میشه اروم میشی سبک سبک مث پر یه قاصدک .اینا خاصیت همون عشقه عشق باک عشق مقدس خدایی . حالا دیگه همه چی یه جور دیگه ست یه حال و هوای قشنگی داری دلت می خواد دستت برسه به ستاره ها دلت می خواد ابرایی رو که اسمون دلتو بارونی کرده لمس کنی اونوقته که نمی دونی خودتی یا کس دیگه بی تاب میشی مث باد هم هستی هم نیستی میشی مث یه بچه که صاف و ساده ست و همه چی سفید سفید مث کبوتر.همه چیزایی رو که یه روزی واست بی اهمیت بودو می بینی با چشم دلت می بینی با روحت صمیمی میشی اوجش میدی تا خدا ازاد ازاد.احساس امنیت می کنی نگاهش دلیرو جسورت میکنه رها و سبک نگاه قشنگی که از جنس نگاه خداست. این دوست داشتن عزیزه و حقیقی که هر کسی لیاقت داشتنش رو نداره فقط لطف خداست که می تونی به این حس برسی و بشی مثل هیچکس


مثل هیچ کس ()

Thursday, December 14, 2006

و عشق آغاز شد


به تمام لحظات پاک عشق قسم که در زندگیه کوچکم هیچ زمان از خاطرم نرفتی و هر لحظه از زندگی را به یاد تو میگذرانم به یاد عطری که هر شب از محبوبه شب طلب میکنم تا با صدای اذان عشق مرا سرمست کند و با تو بودن هنوز تمنای این د ل خاکیست که به امید آن میتپد و من لحظه لحظه دیدار را از ساعت تمنا میکنم با چشمانی که هر لحظه برای تو از آب زلال عشق سیراب میشوند و لبانی که با بردن اسمت به لرزه می افتند من تو را از خدای عشق طلب میکنم که راز عشق تو را با زبان اطلسیها به من آموخت و بوسه ای به صداقت و پاکی عطر سجاده بر نماز عشق را به گونه های تو رساند و من هنوز به انتظار روز وصال خود با فرشته ای از دیار عشق به لحظات مینگرم تا دوباره با عطر محبوبه سرمست و عاشق به لحظه دیدار برسم
به امیدش




تقدیم به فرشته ای از دیار عشق (.)

Friday, October 27, 2006


آسمون بغضشو خالی میکنه
آدمو حالی به حالی میکنه
کوچه ها رنگ زمستون میگیرن
شیشه ها بخارو بارون میگیرن
آدما چتراشونو وا می کنن
گریه ابرو تما شا میکنن
نمی خوان مثل درختا تر بشن
از دل قطرها با خبر بشن
نمی خوان بی هوا خیس آب بشن
زیره بارون بمونن خراب بشن
اما تو چترتو بستی کبوتر
زیره بارونا نشستی کبوتر
رفتی و سنگا شکستن بالتو
اومدی هیشکی نپرسید حالتو
بعضی یا دشمنای خونی شدن
بعضی یا غول بیابونی شدن
بعضی یا میگن که بارون کدومه
بوی نم شر شر ناودون کدومه





آبان 85(.)

Saturday, August 26, 2006

از جنس دریا



نمیدونم چرا با دیدن دریا یاد افرادی میفتم که به نوعی تو زندگیم بهترین دوست بهترین یار و همراه من بودن و هستند. کسانی که واسه همیشه تو قلب من میمونن چون دل دریایی شون همیشه واسه من معنی سکوت و اعتماد داره با اونها بودن با اونها صحبت کردن یا حتی تنها با نگاه کردن به چشماشون همیشه واسه من باعث آرامش بوده شاید بعضی مواقع با حرف یا حرکاتم باعث شده باشم که از من دلگیر شده باشن آخه میخوام بهشون بگم که چقدر به اونها علاقه دارام و برام مهم هستند ولی خب شاید راه رو اشتباه میرم که این دلگیری ها پیش میاد اما میدونم اونا با اون دل بزرگشون همه بدی های آدم روندید میگیرن من تو زندگیم هیچوقت فراموش نمیکنم که چه کارهای بزرگی برای من انجام دادن و تا آخر زندگیم اونها رو تو قلبم نگه میدارم تا همیشه بتونم آرامش دریا رو د اشته باشم




شهریور 85(.)